سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
107
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
كما لا يشترط وجوده حال العقد حيث يكون مؤجلا ، و لا فيما بينهما . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : در بيع سلم لازم است در وقت فرارسيدن مدت مبيع عام الوجود و فراوان باشد . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از عموم وجود و فراوان بودن مبيع در شهرى است كه شرط كردهاند مبيع در آنجا بتسليم مشترى داده شود يا اگر مطلق گذارده و نامى از بلد تسليم نبردهاند طبق عقيده مصنف در اينجا بلدى است كه عقد را در آن واقع ساختهاند يا نواحى و اطراف - نزديك آنكه عادتا مبيع را از بلد عقد به آن اماكن نقل مىدهند اما فراوان بودن مبيع در اطراف و بقاعى كه عادتا مبيع را به آنجا نمىآورند مگر بحسب نادر و اتفاق كافى نيست چنانچه اگر عقد را با مدّت و مؤجل واقع بسازند شرط نيست مبيع در حال عقد يا زمان بين عقد و مدت مشروطه وجود داشته باشد . قوله : شرط تسليمه فيه : يعنى تسليم مبيع را در آن بلد . قوله : او فيما قاربه : ضمير مفعولى در [ قاربه ] به بلد عقد راجع است . قوله : بحيث ينتقل اليه عادتا : ضمير در [ اليه ] به [ ما قاريه ] عائد است . قوله : و لا يكفى وجوده فيما لا يعتاد نقله منه اليه : ضمير در [ وجوده ] به مبيع و در [ منه ] به بلد عقد و در [ اليه ] به [ ما لا يعتاد ] راجع است .